توسعه محصولات مد و لباس بر اساس سلیقه مشتری

توسعه محصولات مد و لباس

توسعه محصولات مد و لباس بر اساس سلیقه مشتری

چکیده؛

در این مقاله سعی شده است توسعه محصولات مد و لباس با کمک شرکای غیر رسمی مان (مشتریان) به عنوان یک مزیت رقابتی و از طرفی نقش کلیدی آن در وفادارسازی مشتریان صنعت مد و لباس بررسی شود، موضوعی که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است و میتواند شروع مقالات تکمیلی از جانب صاحب نظران و کارشناسان فرهیخته این صنعت باشد.

مقدمه:

صنعت مد و لباس در ایران جزء چند صنعتی است که کمترین توجه به آن شده است، اکنون که این مقاله را مینویسم صنعت مد و لباس ترکیه به اندازه صنعت نفت ما ارز آوری دارد. هرچند موضوعات کلان صنعت در اینجا مورد بحث ما نیست ولی نمیشود دست به قلم شد و صحبتی از عدم مدیریت با توجه به منابع با ارزش در کشور، آن هم صنعت به نوعی یَتیم مد و لباس نکرد.در هر صورت یکی از چالش های اصلی بیزینس های مد و لباس عدم وفاداری مشتریان به آن ها به عنوان یک برند است مصرف کنندگان منتظر حرف ها و درد دل های ما نمیمانند، آنها محصول “خوب” میخواهند و این کلمه ایی نسبی است که آغازگر چالش های بازاریابی هم هست، همین موضوع روزگاری در کشورهای توسعه یافته نیز مطرح بود و آنها با تغییر ساختار آمیخته بازاریابی با مدل 4P معروفش به مدل 4C یعنی تغییر نگاه بازاریابی از سمت صنعت به سمت بازار آن را حل کردند؛ که ما در ادامه مقاله با تکیه بر همین تفکر میگوییم محصولمان را چگونه توسعه دهیم که از نگاه مصرف کننده محصول خوبی بشود؛

توسعه محصولات مد و لباس

 

احتمالا اولین برداشت ها از توسعه محصول؛ این باشد که محصول جدیدی خلق شود و یا تغییر در برنامه ریزی خط تولید و در نهایت تغییر در زنجیره تامین ایجاد شود، هرچند این موضوعات هم میتوانند یک استراتژی باشند اما اکنون مورد صحبت ما نیست اصولا نمیخواهیم از طرف بیزینس به بازار نگاه کنیم بلکه دقیقا بلعکس سعی کردم در روند این مقاله توسعه محصول از نگاه ماتریس آنسف یا SWOT یا هر مدل تجاری/ تحلیلی دیگر را کنار بگذارم و خیلی ساده تر موضوع را مورد بررسی قرار بدهم.

بهترین حالت برای یک برند مد ولباس این است که مصرف کننده محصولی را که میخرد دوست داشته باشد، آن را محصول خوبی ببیند و یک فصل کامل بارها و بارها از آن استفاده کند و با ترویج کردن احساسش از آن برند نمودار های NPS ( امتیاز خالص ترویج کنندگان) را سعودی کند و به نوعی محصول به تنهایی بشود یک نقطه تماس با برند یا بهتر بگویم محصول بشود یک کانال تعاملی با برند.

 

برای تحقق این موضوع تا اکنون همیشه استراتژی برندهای داخلی این بوده است که از مواد اولیه عالی، تولید صنعتی (سریع و با ریتم کمی و کیفی قابل برنامه ریزی)، تعداد زیاد شعب، چیدمان بصری یکپارچه، منابع انسانی متخصص، سیستم سازی و بهبود فرایندها، سیاست های قیمت گذاری و چند گام فراتر حتی تنوع در رنگبندی، کالکشن بندی متنوع و نمایش سبک پوشش استفاده کنند، اما سوال اینجاست که چرا همچنان مشتریان از محصولات باکیفیت داخلی راضی نیستند و در مقابل از محصولات بی کیفیت خارجی احساس رضایت بیشتری میکنند؟  مگر غیر از این است که درصد قابل توجهی از برندهای ایرانی محصولاتی باکیفیت و با قیمتی مناسب دارند؟ شاید در همین لحظه فکرتان بروند سمت خدمات (قبل، حین و بعد از خرید) خوب که باید بگویم بسیار فکری درستی است خدمات بسیار مهم است اما آن هم تا حدی از سمت برخی برندها قابل قبول است هرچند خلاقیت آنچنانی دیده نمیشود در هر صورت تا کنون ارائه ویژگی های عالی از سمت برند ها راهگشا نبوده است پس بد نیست کمی سمت مزیت ها برویم، بگذاریم بلوغ محصول از بازار شکل بگیرد.

 

چه باید کرد؟

همانطور که قبل تر اشاره کردم برندها بزرگ صنعت مد و لباس در دنیا مشتریان را شرکای غیر رسمی خود میدانند و محصولات مد و لباس را با کمک آنها توسعه میدهند آن هم نه توسعه فیزیکی به عنوان یک ویژگی بلکه توسعه از سمت مصرف کننده همراه با مزیت های شخصی سازی شده برای گروه های هدف مختلف
هنگامی که قرار است کالکشنی لانچ شود بهتر است روزها قبل فضاسازی شده باشد با کمپین های 360 بازاریابی و همزمان گروه های هدف وفادار به برند نتایج احساسی حاصل از مصرف را نمایش دهند و برند هم به عنوان حامی در قالب UGC ها به وایرال شدن کمک کند.

این نوع تفکر بازار هدف را به سگمنت های بسیار کوچک ولی با عقاید و فرهنگ یکسان تقسیم میکند، سگمنت هایی که حتی باهم در حال رقابت هستند، بله درست برداشت کردید، محصول با احساس مصرف کننده ترکیب میشود و توسعه میابد.

احساس مصرف کننده آن را متناسب با سلیقه خودش میکند، او حتی قبل از خرید از انتخابش رضایت کامل دارد بخاطر هاله تبلیغاتی اطرافش که برند آن را ایجاد کرده بارها و بارها در ذهنش تصویر سازی میکند و بستر این تصویر سازی هم محیاست تا جایی که مصرف کننده از برند اطمینان دارد و میداند فراتر از وعده هایش عمل میکند و این همان نقطه ترویج است.

 

  • این توسعه ایی است که برند با تمام سرمایه و قدرتش نمیتواند آن را کامل انجام دهد. در واقع برند اسپانسر افزایش کیفیت ادراکی مصرف کننده از محصول شده است.

توسعه محصولات مد و لباس

 

آنها محصول را در کوچه و خیابان، در دورهمی ها، در گروه های اعتقادی، انتقادی و تفکری خودشان آن طور که میخواهند توسعه میدهند و برندها تنها اسپانسر این توسعه هستند، در این بین نسل دیجیتال را فراموش نکنید اگر بازار هدفتان نسل جدید(اصطلاحاً نسل Z) از مصرف کنندگان هم در بر میگیرد این را یک فرصت عاالی بدانید! آنها بهترین شرکای تجاری برند در توسعه محصول خواهند بود، عاشقان گیمیفیکیشن را دست کم نگیرید آنها آواتارهای دنیای دیجیتال هستند و هرچیزی را توسعه میدهند تا برای همه هم نسلان خودشان تجربه خوبی شود.

 

 

یک تجربه شخصی

توسعه محصولات مد و لباسو اما یک تجربه شخصی که نزدیک به موارد گفته شده در این مطلب میباشد؛
در یک برند لباس کودک از بین اعضای باشگاه مشتریان بر اساس چند آیتم (که اطلاعات آن قبل تر از برخی مشتریان گرفته شده بود) گروهی جدید را ایجاد کردیم که در این گروه علاوه بر اطلاعات مادر به عنوان مشتری اصلی، اطلاعات پدر هم در اختیارمان بود.
تیم خلاق برند یک بازی طراحی کرد که یک طرف آن مادر و طرف دیگر آن پدر بود، مادر پس از خرید محصول ناگهان خود را در وسط یک پیشنهاد ویژه و ردنشدنی میدید که میتوانست با دعوت از همسر خود به این بازی لباس خریداری شده برای فرزندشان را با اکسسوری، کفش و عروسک توسعه دهند و اگر این توسعه با استایل استاندارد برند مطابقت داشت و یا بیش از 80% شباهت وجود داشت، تمام آیتم ها رایگان همراه با محصول اصلی برای مشتری ارسال میشد و یا میتوانستند از تخفیفات عالی برای خود و یا دیگران استفاده کنند. در یک دو هفته برگزاری این کمپین بیش از 50 ویدیو UGC تولید شد و در تمام این مدت گردانندگان فضای دیجیتال (وب و سوشال) خانواده ها بودند و برند به عنوان یک حمایت کننده و اسپانسر عمل میکرد. اینجا دیگر بحث محصول مطرح نبود هیجانات مسابقه و ورود به آن محصول را یک بلیت برای ورود به بازی تبدیل کرده بود. در این بین اطلاعات فوق العاده کاربردی از گفتمان بین خانواده ها به CRM اضافه شد و موارد دیگر.

 

نمونه هایی از این موارد زیاد هستند چه به صورت کمپین های کوتاه مدت (کالکشن، فصل، مناسبت)، چه به صورت بخشی از ساختار و ماهیت برند در تمامی رو نمایی ها از محصولات و یا خدمات جدید برند.

 

اما برحسب تجربه تمامی مواردی که عرض کردم چابکی در ساختار برند را طلب میکند، که متاسفانه برندهای ایرانی هر قدر بزرگ تر میشوند این چابکی را از دست میدهند و درگیر بروکراسی های درون سازمانی میشوند و همین موضوع باعث نادیده گرفتن آیتم های مهمی مانند مارکتینگ نوین، مدیریت تجربه مشتری، ارتباط هوشمند با مشتری، مدیریت کلان داده ها و تحلیل آنها و غیره میگردد

 

بنابراین اگر بخواهیم جمع بندی کنیم بهتر است اینگونه بگوییم که توسعه محصولات مد و لباس با ویژگی ها دیگر کارآمد نیستند و باید به سمت توسعه با مزیت ها و آن هم با کمک مصرف کنندگان به عنوان شرکای غیر رسمی تان بروید.

 

سپاسگزارم که در این مقاله با من همراه بودید.

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید